آیا تا به حال توجه کرده‌اید چرا برخی افراد در جوامع مختلف، به سیاستمدارانی علاقه نشان می‌دهند که رفتارهایی شبیه به یک پدر خشن و یکه‌تاز دارند؟ این پرسشی است که روانشناسان سیاسی سال‌ها روی آن کار کرده‌اند. تجربه زندگی در خانواده‌ای با پدر مردسالار و زورگو، می‌تواند عمیق‌ترین لایه‌های شخصیت یک فرد را شکل دهد. این شکل‌گیری شخصیت، بعدها در انتخاب‌های سیاسی فرد خود را نشان می‌دهد. جزئیات در ادامه مطلب

مردسالاری در خانواده چه تأثیری بر ذهن کودک می‌گذارد؟

کودکی که در خانه با پدری مستبد و غیرقابل بحث بزرگ می‌شود، کم کم می‌آموزد که قدرت فقط یک شکل دارد: قدرت مطلق و بدون نظارت. او می‌بیند که همه اعضای خانواده باید بی‌چون‌وچرا از دستورات اطاعت کنند. این کودک در مدرسه و جامعه نیز به دنبال همان الگوی آشنای قدرت می‌گردد. ذهن او به این ساختار عادت کرده و آن را طبیعی می‌پندارد.

روانشناسان معتقدند انسان موجودی عادت‌پذیر است. اگر سال‌ها در محیطی زندگی کنیم که داد و فریاد و تحکم، روش اصلی مدیریت است،نسبت به آن شرطی می‌شویم. چنین فردی در بزرگسالی، سیاستمداری را می‌پسندد که همان لحن قاطع و بدون مدارا را داشته باشد. او به دنبال یک «پدر بزرگ» خودکامه برای کل کشور می‌گردد.

 

از اطاعت در خانه تا تمجید از دیکتاتور؛ مسیر روانشناختی

نکته جالب اینجاست که بسیاری از طرفداران حکومت‌های استبدادی، خود قربانی خشونت خانگی بوده‌اند. اما به جای مبارزه با این الگو، آن را درونی کرده‌اند. در روانشناسی به این پدیده «همذات‌پنداری با پرخاشگر» می‌گویند. فرد به جای نفرت از پدر زورگو، با او همدلی می‌کند و رفتارش را توجیه می‌نماید.

این الگو در عرصه سیاسی کاملاً بازتولید می‌شود. یک دیکتاتور نیز مانند همان پدر مردسالار، مخالفان را تحمل نمی‌کند. او همه چیز را به نفع خود مصادره می‌کند و از مردم می‌خواهد فقط او را تایید کنند. فردی که در خانه چنین فضایی را تجربه کرده، این رفتارها را غیرعادی نمی‌بیند. او فکر می‌کند «مملکت هم به یک مرد قوی نیاز دارد.»

 

نشانه‌های خانواده مردسالار که بعداً به گرایش سیاسی استبدادی تبدیل می‌شود

· عدم وجود حق اعتراض: کودک اجازه ندارد بگوید «این تصمیم عادلانه نیست». بعداً در برابر دولت هم سکوت می‌کند.

· تنبیه بدنی یا روانی مداوم: خشونت به عنوان روش عادی تربیتی تلقی می‌شود. در سیاست نیز سرکوب را عادی می‌داند.

· تقدس جایگاه پدر: پدر هرگز اشتباه نمی‌کند و کسی حق نقد او را ندارد. همین باور به مرد سیاستمدار نیز منتقل می‌شود.

· وابستگی شدید اقتصادی و عاطفی: فرد یاد می‌گیرد بدون حامی قدرتمند نمی‌تواند زنده بماند. پس همیشه به دنبال یک «نجات‌دهنده قوی» می‌گردد.

 

چرا برخی افراد با وجود تجربه خشم، همچنان دیکتاتور را دوست دارند؟

این سؤال بسیاری از پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. پاسخ در مفهوم «مکانیسم دفاعی وارونه‌سازی» نهفته است. گاهی فرد آنقدر از پدر زورگو می‌ترسد که به جای نفرت، عشق بی‌چون‌وچرا را جایگزین می‌کند. این عشق اجباری، بعدها به یک الگوی ذهنی تبدیل می‌شود. او در سیاست نیز همان احساسات متناقض را تجربه می‌کند.

از سوی دیگر، مردسالاری شدید معمولاً با باورهای قلبی جنسیت‌زده همراه است. پسران یاد می‌گیرند که مرد واقعی باید قاطع، خشن و بی‌احساس باشد. دختران نیز می‌آموزند که اطاعت کردن فضیلت است. در چنین فضایی، یک سیاستمدار نرم‌خو و مذاکره‌کننده «ضعیف» و «زن صفت» خطاب می‌شود. دیکتاتور اما تجسم «مردانگی ایده‌آل» است.

 

نتایج پژوهش‌های علمی در این زمینه

پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سال ۲۰۱۸ نشان دادند افرادی که در کودکی والدین مستبد داشته‌اند، ۳.۵ برابر بیشتر به رهبران خودکامه رأی می‌دهند. این افراد همچنین تمایل کمتری به مشارکت در احزاب مخالف یا اعتراضات مدنی دارند.

تحقیق دیگری در آلمان نشان داد که خاطرات مثبت از پدری سختگیر و غیرقابل انعطاف، با تحسین هیتلر در نسل دوم و سوم نازی‌ها همبستگی معناداری دارد. یعنی حتی نوه‌های آن پدران مردسالار نیز الگوی رفتاری مشابهی از خود نشان می‌دهند.

 

راه برون‌رفت از این چرخه معیوب چیست؟

آگاهی اولین قدم برای تغییر است. وقتی فرد بفهمد که تمایل او به مردان سیاستمدار خودکامه، ریشه در کودکی و رابطه با پدر دارد، می‌تواند فاصله انتقادی بگیرد. روان‌درمانی به ویژه رویکردهای مبتنی بر دلبستگی، می‌تواند این الگوها را بازبینی کند.

آموزش مهارت‌های شهروندی در مدارس نیز بسیار مؤثر است. باید به کودکان بیاموزیم که یک رهبر خوب لزوماً داد نمی‌زند و تهدید نمی‌کند. مدارا، گفتگو و پاسخگویی، صفات یک حاکم بالغ و سالم است. این ارزش‌ها دقیقاً برعکس آن چیزی است که در خانواده مردسالار یاد گرفته می‌شود.

رسانه‌ها و نویسندگان نیز نقش مهمی دارند. ما باید قهرمانان جدیدی معرفی کنیم که قدرتشان در خشونت نیست، بلکه در خرد جمعی و احترام به قوانین حقوق بشر است. بازنمایی مداوم این الگوها در فیلم، کتاب و سریال، می‌تواند ذهنیت عمومی را تغییر دهد.

 

جمع‌بندی؛ بازگشت به خویشتن

رابطه میان پدر مردسالار و تمایل به دیکتاتور، یک حقیقت تلخ اما قابل درک است. انسانها به دنبال تکرار الگوهای آشنای دوران کودکی خود هستند. اگر آن الگو پر از ترس و اطاعت کورکورانه بوده باشد، در عرصه سیاست نیز همان را بازتولید می‌کنیم. اما خبر خوب این است که مغز ما قابلیت تغییر دارد. با آگاهی، روان‌درمانی و آموزش صحیح می‌توان از این چرخه خارج شد.

انتخاب یک سیاستمدار، در واقع انتخاب سبک زندگی و نوع رابطه ما با قدرت است. آیا خواهان رابطه‌ای بالغانه و برابر هستیم یا همچنان به دنبال یک پدر زورگو می‌گردیم؟ پاسخ این سؤال را باید در عمیق‌ترین لایه‌های روان خود جستجو کنیم.

 

پی‌نوشت (دو نکته مهم برای درک بهتر مقاله):

  • نکته اول: بحران، ماشه را می‌کشد

داشتن پدر زورگو به تنها عامل انتخاب یک سیاستمدار خودکامه نیست. تحقیقات نشان می‌دهد که یک «محرک خارجی» هم لازم است؛ چیزی مثل بحران اقتصادی، ترس از آینده، ناامنی یا هرج و مرج سیاسی. در روزهای عادی و آرام، حتی کسانی که در خانه پدری مستبد داشته‌اند هم ممکن است رأی معتدل بدهند. اما وقتی جامعه دچار بحران می‌شود، ترس و نیاز به «امنیت» فعال می‌گردد و همان الگوی ذهنی قدیمی دوباره سر بر می‌آورد. به عبارت ساده: بحران، ماشه‌ای است که گلوله انتخاب غلط را شلیک می‌کند.

  • نکته دوم: زنجیره علت و معلول یک خطی نیست

این مقاله به دنبال این نیست که بگوید «هرکس پدر زورگو دارد، حتماً طرفدار دیکتاتور می‌شود» یا «همه طرفداران دیکتاتور حتماً پدر زورگو داشته‌اند». زندگی انسان پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. فاکتورهای دیگری مثل فرهنگ محیط، تجربیات مدرسه، دوستان، رسانه‌ها و حتی ژنتیک هم در این معادله نقش دارند. تحقیقات نشان می‌دهد گرایش به «خودکامگی» (authoritarianism) ترکیبی است از استعداد روانی فرد (تا حدی ارثی) به اضافه تجربیات دوران کودکی به اضافه شرایط فعلی جامعه. زنجیره علت و معلول همیشه ساده و یک خطی نیست، اما الگوی کلی آن چیزی است که در این مقاله توضیح داده شد.

 

منابع:

· نقش سبک‌های فرزندپروری مستبدانه در گرایش به شخصیت‌های خودکامه – پژوهشکده مطالعات سیاسی و روانشناختی دانشگاه تهران – ۱۵ دی ۱۴۰۰

· The Authoritarian Dynamic by Karen Stenner – Cambridge University Press – Accessed 12 May 2023

· رابطه بین خشونت خانگی و حمایت از حکومت‌های دیکتاتوری – فصلنامه علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، شماره ۴۲ – ۲۲ خرداد ۱۳۹۹

· Childhood Trauma and Political Extremism: A Meta-Analysis – Journal of Political Psychology, Vol 39, Issue 3 – Accessed 10 May 2023